تبلیغات
انسان ، طبیعت ، معماری - حروف ابجد در معماری ایران (بخش اول)
محمدرضا عابدی
درباره وبلاگ

محمدرضا عابدی
آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


حروف ابجد در معماری ایران

ابجد. این واژه از نخستین چهار حرف الفبای قدیم سامی ساخته شده و به کاربرد حروف بهجای اعداد (حساب ابجد = حساب جمل)، یعنی ارزش عددی حروف در ترتیب الفبای سامی باستان، اشاره دارد (4: ج 1، ص 261). برخی آن را نام نخستین صورت از صور هشتگانه حروف جمل دانستهاند (2 و 3: ج 1، ذیل "واژه": 2 دهخدا، علی‌اکبر. لغتنامه. ج 1. ذیل "ابجد"؛ 3) معین، محمد. فرهنگ فارسی. ج 1، ذیل "ابجد"). در تعریفی دیگر، ابجد ترکیب چهار صامت نخست از صامتهای بیست و دوگانه سامی ـ عربی است که از باب اختصار بهترتیب کهن الفبای عربی گفته شده است (1: ج 2، ص 360 : 1) آذرنوش، آذرتاش. "ابجد". دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. ج 2، ص 360-362). در مشرقزمین، مجموعه حروف را (احتمالاً بهمنظور سرعت در حفظ کردن) در هشت لفظ قابل تلفظ، اما بدون معنی، به این ترتیب میآورند: ابجد، هوّز، حُطّی، کلمن، سعفص، قَرِشت، ثخذ، ضظغ (4: ج 1، ص 261).


تاریخچه. با توجه به اکتشافات اخیر (آثار رأس شَمره در شمال سوریه)، شاید الفبای خط اوگارتیها، نخستین الفبایی باشدکه تاکنون شناخته شده است. نگارش این کتیبهها که به خط میخی شبیه است به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد میرسد. الفبای آن بر صامتها استوار است و شامل بیست و دو حرف است که در شش گروه نخست الفبای ابجدی گرد آمده است. این الفبا از طریق زبانهای آرامی به عربی راه یافته است. در دستگاه ابجدی فنیقی، بیش از 22 حرف وجود ندارد و بنابراین، بقیه صامتها تا 28 حرف در گروههای ثخذ و ضظغ به آن افزوده شده است. این کار توسط اقوام غیرعرب که این خط را بهکار بردهاند انجام گرفته است. ریشهیابی نویسندگان مسلمان درباره ترکیبات دستگاه ابجدی بسیار غریب و افسانهآمیز است (1: ج 2، ص 361). عربها گاه به هریک از این هشت صورت معنایی خاص دادهاند؛ مانند ابجد، یعنی آغاز کرد؛ هوّز، یعنی در پیوست؛ حطّی، یعنی واقف شد؛ کلمن، یعنی سخنگو شد؛ سعفص، یعنی از او آموخت؛ قرشت، یعنی تربیت کرد؛ ثخذ، یعنی نگاه داشت؛ و ضظغ، یعنی تمام کرد (2: ج 1، ذیل "ابجد"). برخی نیز شش ترکیب ابجد تا قرشت را نام پادشاهان مَدیَن پنداشتهاند. در روایتی دیگر، این ترکیبات را نام جنیان و در جای دیگر نام ایام هفته دانستهاند (1: ج 2، ص 361).

شش گروه اصلی دستگاه ابجدی را به این شکل نیز آوردهاند: ابجاد (ابوجاد)، هاوز (هوّاز)، حاطی، کلمان (کلمون)، صاع فض، و قرست (قریسات). اختلاف در ترتیب ابجدی شرقی و غربی نیز شاید دلیلی جز اختلاف منابع نداشته باشد. در مغرب و اندلس، چهار گروه ابجدی اول با گروههای شرقی یکی است، اما بقیه به این صورت گروهبندی شده است: صعفض، قرست، ثخذ، ظغش (:1 ج 2، ص 362). شیخ صدوق از حضرت علی (ع) روایت میکند که فرمود عثمان از رسول خدا (ص) تفسیر ابجد را پرسید و حضرت فرمود: "تفسیر ابجد را بیاموزید، به راستی سراسر آن شگفتی است؛ وای بر عالمی که تفسیر آن را نداند. پس کسی پرسید: یا رسولالله تفسیر ابجد چیست؟ حضرت فرمود: اما "الف" همزه الله است که حرفی از اسماء الهی است و اما "باء" بهجهالله است و "جیم" جنهالله و جلالالله و جمالالله ...".

انواع ابجد. ابجد بر سه نوع است: کبیر، صغیر، و وسیط. ابجد کبیر از عدد یک تا هزار است که به بیست و هشت حرف در زبان عربی به ترتیب زیر تقسیم شده است:

الف = 1؛ ب = 2؛ ج = 3؛ د = 4؛ ه  = 5؛ و= 6؛ ز = 7؛ ح = 8؛ ط. = 9؛ ی = 10؛ ک = 20؛ ل = 30؛ م = 40؛ ن = 50؛ س = 60؛ ع = 70؛ ف = 80؛ ص = 90؛ ق = 100؛ ر = 200؛ ش = 300؛ ت = 400؛ ث = 500؛ خ = 600؛ ذ = 700؛ ض = 800؛ ظ = 900؛ و غ = 1000 (بدین ترتیب، بهطور مثال، "علی" برابر 110 است: ع = 70، ل = 30، و ی = 10). اما ابجد صغیر بر عدد حروف ابجد با کمکردن 9 از هریک از آنها اطلاق میشود؛ بهطور مثال، عدد حرف "ی" 1 میشود، چون از 10 (= ی) اگر 9 واحد کم کنیم عدد 1 بهدست میآید. در ابجد وسیط، حروف ابجد کبیر با کمکردن 12 (به جای 9) بههمان طریق که در ابجد صغیر آمده محاسبه میشود. گاه به ابجد اکبر نیز اشاره میشود و آن مربع اعداد حروف ابجد کبیراست؛ که در این صورت، حرف "ی" برابر 100 میشود و یا حرف "ق" برابر 10000 خواهد بود.

در حساب ابجد، هر کلمه را یا به حساب مجمل محاسبه میکنند یا به حساب مفصّل. مجمل آن است که تعداد حروف کلمه را آنطور که نوشته میشود حساب کنند. بهطور مثال، کلمه "قدوس" دارای چهار حرف "ق"، "د"، "و"، و "س" است که 170 میشود؛ ولی در حساب مفصّل هر حرف را تلفظ میکنند و آنگاه عدد را بر اساس تلفظ آن محاسبه میکنند، بدین ترتیب، حرف "ق" در کلمه قدوس قاف تلفظ میشود، یعنی از سه حرف "ق الف ف" تشکیل شده که به حساب ابجد 181 میشود دال، واو، و سین نیز بههمین ترتیب محاسبه میگردد. بنابراین، قدوس به حساب مفصّل 349 خواهد شد، و حال آنکه به حساب مجمل 170 میشود. در مورد حروف فارسی "پ"، "چ"، "ژ"، و "گ" که در خط عربی وجود ندارد، قاعده بر آن است که عدد ابجد آنها را با حروف قریبالمخرج عربی آنها محاسبه میکنند، به این صورت: پ= ب، چ = ج، ژ= ز، و گ= ک.

موارد استعمال حروف بهجای اعداد همیشه محدود و استثنایی بوده و اعداد به مرور جای حروف را گرفتهاند. با این همه، اعداد ابجدی در 1) اسطرلابها؛ 2) ماده تاریخ که معمولاً بهصورت منظوم میآید؛ 3) شیوههای مختلف غیبگویی و ساختن کلمات؛ و 4) برای صفحه شمار مقدمه کتابها و فهرست مندرجات آنها در آثار امروزی بهکار میرود؛ چنانکه در غرب نیز از اعداد رومی برای این منظور استفاده میشود (4: ج 1، ص 261-262: 4) نیکنام، مهرداد. "ابجد". دایرهالمعارف تشیع. ج 1، ص 261-262).

از الفبای ابجد برای متناظر کردن اعداد و واژه‌ها نیز استفاده می‌شود. به این ترتیب که برای هر حرف واژه‌ای که بخواهند به عدد تبدیلش کنند عدد متناظر را از جدول زیر بر می‌دارند و اعداد بدست‌آمده را جمع می‌زنند. برای نمونه در این روش، واژهٔ «علی» برابر با «۱۱۰» می‌شود همچنین «یاعلی» برابر با ۱۲۱ می‌باشد. برخی افراد برای این شماره‌ها ویژگیهای فراطبیعی قائلند.

 

 

کاربرد:

الف)صفحه‌های مقدمهٔ بعضی از کتاب‌ها را با این عددها شماره گذاری می‌کنند.

ب)تاریخ وقایع مهم را با ترکیب حروف ابجد به صورت یک کلمه یا یک عبارت یا یک جملهٔ معنی دار یا شعر در می‌آورند که به خاطر سپردن آن کلمه یا عبارت یا آن جمله یا شعر، تاریخ مزبور را حساب می‌کنند.در معماری با شعر تاریخ نام بنا را در قسمتی از بنا مثلا کتیبه درج مینمایند

ج)در موسیقی پس از اسلام، در ثبت اصوات و دساتین از حروف ابجد استفاده شده‌است. برای نمونه نغنه‌های دستگاه شور با حروف ابجد عبارت بوده‌اند از: «یح یه یب ی ح ه ج ا» و فاصله‌ها و ابعاد آن‌ها: «ط ط ج‍ ج‍ ط ج‍ ج‍» که در موسیقی امروز به ترتیب نت‌های سل، لاکرن، سی بمل، دو، رکرن، می‌بمل، فا و سل را تشکیل می‌دهند.

د)گاهی در نوشتن، برای جدا کردن مطالب مختلف از یکدیگر، آنها را با حروف ابجد مشخص می‌کنند. مثلاً در همینجا برای جدا کردن کاربردهای حروف ابجد، آنها را با حروف الف، ب، ج و … مشخص کردیم.

 

 

 

الف

ب

ج

د

ه‍

و

ز

ح

ط

ی

ک

ل

م

ن

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۲۰

۳۰

۴۰

۵۰

۶۰

۷۰

۸۰

۹۰

۱۰۰

۲۰۰

۳۰۰

۴۰۰

۵۰۰

۶۰۰

۷۰۰

۸۰۰

۹۰۰

۱۰۰۰

 

 مثال

1.     نوسازی بازار قیصریه لار:

بازار قیصریه در شهرستان لار از توابع استان فارس کشور ایران واقع شده‌است. این بازار یک مجموعه نفیس و پرتنوع معماری قدیم ایران است.

نوسازی بازار قیصریه در دوره ناصرالدین شاه به‌وسیله فتحعلی خان حاکم فارس صورت گرفت. کتیبه دوم، کتیبه مفصلی است که درپای گلوی گنبد هشتی دالان قیصریه بخط نستعلیق در دوره شاه عباس کبیر نصب شده‌است. کتیبه چهارسوق قیصریه از سمت جنوب شروع می‌شود و مضمون آن چنین است: شکر خدا که باز بتأیید کردگار درعهد پادشاه جهان سایه خدا عباس شاه آنکه ز خاک درش مدام کسب سعادت ابدی می‌کند همای از یمن عدل خان زمان آنکه از کفش خجلت برد محیط چو گیرد ره سخای ویران سرای لار بسعی وزیر دهر دستور بحر خاطر و دارای مهرو رای قنبر علی بیک آنکه ز آئینه دلش در غیرت ابد شده جام جهان نمای. و در دنباله کتبیه، معمار بازار و بنای آن معرفی شده‌اند: عمل استاد نورالدین محمد – بنا احمد سپاه و اشعار کتیبه باز ادامه می‌یابد : مامور شد چنانکه نمانده‌است جغد را از وی ز بهر ساختنش آشیانه جای از قیصریه‌ای که هوای فضای او همچون نسیم باغ بهشت است غم‌زده‌ای تاریخش از خرد طلبیدم جواب گفت دارالامان لار شد احیاء از این بنا. و بنابراین برحسب حروف ابجد، تاریخ تجدید ساختمان و تعمیرات قیصریه در دوره شاه عباس کبیر و سال ۱۰۱۴ هجری قمری است.



نوشته شده توسط :محمدرضا عابدی
جمعه 27 آبان 1390-04:22 ق.ظ











Susa Web Tools